26 مرداد 1396
RSS Yahoo Delicious
سه شنبه, 02 شهریور 1395 ساعت 10:41

مدیریت تکنولوژی/ حامد خراسانی طرقی کارشناسی ارشد مدیریت اجرایی،دانشگاه تهران

با جهانی شدن و افزایش رقابت ،تکنولوژی نقش بسیار مهمی را برای کسب مزیت رقابتی ایفا می کند.در سال های اخیر تکنولوژی با سرعت زیادی توسعه پیدا کرده است و سازمان ها گرایش زیادی به کاربرد تکنولوژی های نوین یافته اند.با این حال چیزی که کمتر به آن توجه می شود مدیریت تکنولوژی می باشد.

مدیریت تکنولوژی، در واقع مدیریت سیستمی است که خلق، کسب، و به‌کارگیری تکنولوژی را ممکن می‌سازد و شامل مسوولیتی است که این فعالیت‌ها را در راستای خدمت به بشر و برآورده ساختن نیازهای مشتری قرار می‌دهد.تحقیق، اختراع، و توسعه اساسی‌ترین مولفه‌های خلق تکنولوژی و وقوع پیشرفت‌های تکنولوژیک هستند. اما در مسیر تولید ثروت، مولفه‌ی مهم‌تری نیز وجود دارد که همان به‌کارگیری یا تجاری‌سازی تکنولوژی است. به بیان دیگر، مزایای تکنولوژی هنگامی تحقق می‌یابند که نتیجه‌ی آن به دست مشتری برسد. مشتری می‌تواند فرد، شرکت، یا یک نهاد دولتی همچون سازمان‌های دفاعی باشد. 

هر چند در مبحث مدیریت تکنولوژی فرض براین است که تکنولوژی مهم‌‌ترین عامل در سیستم تولید ثروت است ولی عوامل دیگری نیز در این سیستم دخیل هستند.مثلاً تشکیل سرمایه و سرمایه‌گذاری، نقش مهمی در رشد اقتصادی ایفا می‌کنند. نیروی کار، عامل موثر دیگری در رشد اقتصادی است.ملاحظات اجتماعی، سیاسی و محیطی نیز برفرایند تولید ثروت تأثیر می‌گذارند.سایر عوامل موثر در تولید ثروت شامل سرمایه، نیروی کار، منابع طبیعی، سیاست‌های عمومی، و…می باشند.مدیریت تکنولوژی، به‌عنوان یک مبحث بین‌رشته‌ای، دانش موجود در تمامی این رشته‌ها را با هم ترکیب می‌کند.

از اواسط قرن هجدهم در ارتباط با تخصص بین رشته ای مدیریت تکنولوژی زیاد نوشته شد.ولی یک تعریف منحصر به فرد و مختصر از مدیریت تکنولوژی به چشم نمی خورد.یک تعریف که زیاد هم از آن استفاده می شود مدیریت تکنولوژی را اینگونه توصیف می کند "فرایندی که شامل برنامه ریزی،هدایت،کنترل و هماهنگی برای ایجاد و اجرای قابلیت های تکنولوژیکی به منظور شکل دادن و انجام اهداف استراتژیک و عملیاتی یک سازمان. بنابر این مدیریت تکنولوژی شامل  برنامه ریزی برای توسعه قابلیت های تکنولوژیکی، تشخیص تکنولوژی کلیدی و حوزه های مربوط به آن ،تعیین این که تکنولوژی را می خواهیم بخریم یا خود می خواهیم آن را به وجود آوریم و برقراری مکانیزم هایی برای هدایت و هماهنگی توسعه قابلیت های تکنولوژیکی و معیار ها و سیاست هایی برای کنترل آن می شود.

این تعریف تا حدودی جنبه سخت تکنولوژی و بعد نرم آنرا با هم ترکیب می کند هرچند که تمایز آشکاری میان جنبه های تکنیکی و مدیریتی مرتبط با مدیریت تکنولوژی ایجاد نمی کند و تقریبا یک تعریف ایستا است اما تکنولوژی ایستا نیست.یک فرایند پویاست که با یک حالت پایدار و تدریجی تغییر می کند.در یکی از تعاریف اخیر" میشل بدوی"یک توصیف هوشمندانه تر و روشن تر از فرایند مدیریت تکنولوژی نسبت به تعاریف موجود ارائه می دهد،او می نویسد:مدیریت تکنولوژی یک پیکربندی یا ترتیب از سیتم های مدیریت است،سیاست ها و رویه هایی که وظایف استراتژیک و عملیاتی یک شرکت را بمنظور رسیدن به اهداف شرکت معین می کند. فعالیت های کلی مدیریت تکنولوژی به 6 دسته تقسیم می شوند: 

شناسایی تکنولوژی: برای شرکت اهمیت فراوانی دارد.شامل تحقیق،ممیزی،جمع آوری داده و فرایندهای هوشمند می شود

انتخاب تکنولوژی: باید توسط سازمان حمایت شود.یک فرایند تصمیم گیری است که به ارزیابی اثربخش از ظرفیت ها نیاز دارد

اکتساب تکنولوژی انتخاب شده 

بهره برداری از تکنولوژی بمنظور حصول سود و منافع دیگر مورد نظر شرکت.بهره برداری به تجاری سازی اشاره دارد

محافظت ازدانش و مهارت های جاسازی شده در کالاها و سیستم های تولید.برای رسیدن به این قابلیت فرایندهایی نظیر حق مالکیت معنوی و ابقا و نگهداری کارکنان ضرورت می یابند

یاد گرفتن از ایجاد و بهره برداری از تکنولوژی:این فعالیت قسمت مهمی از شایستگی های تکنولوژیکی را شکل می دهد.

در دیدگاه سنتی، مدیریت تکنولوژی بیشتر بر تحقیق و توسعه متمرکز شده است. علاوه بر آن، نیز صرفاً به موضوعهایی مانند منابع و مدیریت پروژه های تحقیق و توسعه توجه می شود. اما تلاشهای اخیر به نیاز به ایجاد انسجام هرچه بیشتربین فعالیتهای تحقیق و توسعه و سایر فعالیتهای کلیدی و تلاش برای اولویت بندی پروژه ها معطوف شده است. محورهای اساسی در خور توجه در این حوزه عبارتند از ایجاد ارتباط بین تحقیق وتوسعه و علوم پایه، بازدید و ارزیابی به موقع تکنولوژی ها و مدیریت تولید.

در سال های اخیر تلاش های زیادی برای اضافه کردن هوش به مدیریت تکنولوژی انجام گرفته است تکنیک سیستم خبره راه حل های مناسبی را بدین منظور ارائه کرد.سیستم خبره می تواند مانند انسان  فکر کند و دلیل بیاورد. تعداد زیادی از مسائل مدیریت تکنولوژی مانند ارزیابی تکنولوژی با اطلاعات ناقص، کیفی و فازی سروکار دارند که سیستم های خبره برای حل این مشکل نیز قابلیت دارند از طرف دیگر تصمیم گیری در مدیریت تکنولوژی نیازمند سازگاری با تغییرات اجتماعی-اقتصادی محیطی است. 

در محیط واقعی مدیریت ما نه تنها نیازمند توصیف کیفی از رفتار سیستم هستیم بلکه نیاز به آنالیز کمی نیز داریم. تلاش های مدیریتی می تواند به عنوان فرایند تصمیم گیری شامل یک سری از محاسبات کمی و استدلال های کیفی در نظر گرفته شود. به عنوان مثال تصمیم گیری در مورد (خرید یا ساختن تکنولوژی) یا (حفظ یا فروش تکنولوژی) یک فرایند تصمیم گیری کیفی است و بودجه بندی ، حسابداری و ارزیابی تکنولوژی فرایند های محاسبه کمی هستند.

سیستم های مبتنی بر دانش متعددی و نیز روش های ریاضی گوناگونی در مراحل مختلف مدیریت تکنولوژی نیاز هستند.که هرکدام از آنها به تنهایی نمی تواند تمام وظایف مدیریتی را انجام دهد. بنابراین ضروری است تا محاسبات عددی و برهان های کیفی یکپارچه شوند همچنین باید وظایف و بخش های مختلف و حوزه های مختلف دانش یکپارچه گردند تا به یک تصمیم گیری منسجم دست یابیم.

به طور کلی سرعت گرفتن تحولات تکنولوژیک، تغییر در قلمرو (از تولید انبوه به انبوه‌سازی طبق سفارش)،تغییر در رقابت (حضور کشورهای جدید در صحنه‌ی رقابت و تغییر قوانین رقابت) و شکل‌گیری بلوک‌های تجاری عواملی هستند که مدیریت تکنولوژی را ضروری می نمایند.ارایه یک چارچوب برای مدیریت تکنولوژی این امکان را میدهد تا هر شرکت و سازمانی بدون توجه به اندازه اش بتواند از آن بهره ببرد.چارچوب ارایه شده از آنجا که به صورت فرایندی می باشد حالتی پویا دارد و جوابگوی تغییرات تکنولوژیکی آینده نیز خواهد بود.