24 آذر 1396
RSS Yahoo Delicious
سه شنبه, 07 آذر 1396 ساعت 10:19

بررسی انتخابات انجمن ملی صنایع پلاستیک از نگاه دیگر

کمتر از پنج سال از زمانی که سعید ترکمان دهنوی با اصرار زیاد از عبدالرزاق کیانی کارمند و دبیر وقت انجمن همگن پلاستیک وقت می گرفت تا به دیدار سید جواد میرحیدری، مهدی پورقاضی و ... برود، می گذرد.
 مسعود فراستی نقاد برنامه سینمایی هفت که زمانی جمعه هر هفته از شبکه سه پخش می شد، اصطلاحات جالبی را وارد فضای رسانه ای کرد، وقتی به فیلم بدی می رسید، کاری نداشت چه مقدار در گیشه فروخته است. می گفت این فیلم ماقبل نقد است و نقدش نمی کرد.

کاری نداشت کارگردان فیلم، اصغر فرهادیست یا یک جوان که تازه اولین تجربه اش در سینما را به عنوان کارگردان تجربه می کند.

در این نوشتار خواهیم گفت دلیل اینکه در این سالها کمترین نقد را برای انجمن ملی صنایع پلاستیک نوشته ایم این بوده که این انجمن ماقبل نقد است.

روزنامه شرق تا کنون چند بار توقیف شده است و هر بار بعد از مدتی توقیف، با تیم جدیدی همکاری خود را دوباره آغاز کرده است.

سال ها پیش قبل از روی کار آمدن دولت روحانی، توقیف این روزنامه زمانی شد که محمد قوچانی سردبیر آن بود، قوچانی هم اکنون مشاور رسانه ای دکتر روحانی است. در آن سال در صفحه آخر روزنامه شرق (مهمترین صفحات یک روزنامه به لحاظ دید عمومی صفحه اول و آخر است) یک کاریکاتور درج شد. صفحه شطرنجی بود که روی یک از مهره ها که به شکل خر طراحی شده بود هاله ای از نور را نقاشی کرده بودند.

هر انسانی با عقل متوسط می فهمید این کاریکاتور گاف رسانه ای قوچانی بوده است. یکی از اساتید ما در روزنامه نگاری که هم اکنون نقش پررنگی در انتشار روزنامه ایران دارد در کلاس درس تیترخوانی به ما گفت (در خصوص همین کاریکاتور) جایی می رسد که یک فعال رسانه ای می داند پس از نگارش یک متن، درج یک تصویر ممکن است مورد غضب قرار گیرد ولی به آرمانش (درست یا غلط) وفادار می ماند.

 

ما کاری به کار محمد قوچانی و امثال ایشان نداریم چون سیاسی نیستیم و برایمان این گونه حرکات اهمیتی ندارد. سیاست ما به عنوان یک رسانه تخصصی این است که سیاسی نباشیم و هرگز نخواهیم بود. این مثال از آن جهت زده شد که تجربه ی سکه های طلایی که برای محکومیت (سردبیر وقت ماهنامه صنایع پلاستیک) خرج شد را در حافظه داریم.

در ضمن در طول سالهای کار پایگاه خبری پپنا هیچ گاه فعالیت شخصی افراد در تولید و تجارت را نقد نکرده ایم زمانی کسی را نقد می کنیم که پا در زمین کار صنفی می گذارد. انتظار ما این است که کسی که وارد فعالیت اجتماعی می شود نقد رسانه ای حتی نقد تند و بی پروای رسانه ای را بپذیرد.

کمتر از پنج سال از زمانی که سعید ترکمان دهنوی با اصرار زیاد از عبدالرزاق کیانی کارمند و دبیر وقت انجمن همگن پلاستیک وقت می گرفت تا به دیدار سید جواد میرحیدری، مهدی پورقاضی و ... برود، می گذرد.

سعید ترکمان دهنوی فهمیده بود انجمن همگن پلاستیک استان تهران به در و دیوار می زند تا کشوری شود. کیانی سمج را هم مامور کرده بودند تا از هر طریقی می شود انجمن همگن پلاستیک کشوری شود.

سعید ترکمان دهنوی برای اینکه حسن نیت خود را به انجمن ثابت کند آگهی های متعدی هم به مجله ی انجمن می داد ...

خلاصه انجمن همگن پلاستیک با همت امثال سید جواد میرحیدری و مهدی پورقاضی و ... انجمن ملی صنایع پلاستیک را با مشارکت محدود تشکل های دیگر مثل انجمن تولید کنندگان لوله و اتصالات پلی اتیلن و پی وی سی بنیان نهادند. در این بین انجمن همگن، سعید ترکمان دهنوی را هم که رفت و آمد خود را با انجمن قطع نمی کرد داخل لیست قرار دادند تا یک نفر هم از شهرستان در کابینه داشته باشند. سعید ترکمان دهنوی تنها عضو شهرستانی هیات مدیره انجمن ملی صنایع پلاستیک در دور اول شد.  شخصی که اگر حمایت انجمن همگن نبود حتما مجالی برای حضور در انجمن ملی صنایع پلاستیک را نمی یافت. عضو شهرستانی از این جهت که او رییس انجمن همگن پلاستیک استان سمنان بود.

انجمن همگن پلاستیک به شرطی انجمن ملی را با این شمایل پذیرفته بود که حداکثر آرا را در هیات مدیره انجمن داشته باشد. از همین رو سید جواد میرحیدری، مهدی پورقاضی، سعید صبوری، آرین قصری (بازرس وقت) چهار عضو از شش عضو اصلی انجمن همگن وارد هیات مدیره انجمن شدند.

تازه علی رضا میربلوک عضو هیات مدیره وقت انجمن هم رای آورد اما به دلیل نقص اساسنامه ی پیشنهادی، مجال حضور در هیات مدیره انجمن ملی را نیافت و گرنه ۵ عضو از شش عضو هیات مدیره انجمن همگن عضو هیات مدیره انجمن ملی می شدند.

از هیات مدیره انجمن همگن فقط مهرداد صادقی نکو بود که کنار جوی نشسته بود و بازی همبازیان خود را نظاره می کرد.

 

در همان مجمع اول برخلاف توافقات قبلی وقتی متوسلیان بالاترین رای مجمع را کسب کرد همه فهمیدند برخی برای انجمن ملی نقشه های بلند مدت و آرزوهای طول و درازی دارند. متوسلیان در آن سال خودش هم باور نمی کرد وقتی همه ی همگنی ها در سالن نشسته اند او رای اول شود.

 ( البته از حق نباید گذشت که حضور متوسلیان به خصوص در دو سال دوم فعالیت انجمن ملی نقشی حیاتی در بقای انجمن ملی داشت و فقدان او در دوره آینده یک خسارت محسوب می شود.)

سید جواد میرحیدری از آن دغل کاری در روز مجمع اول به راحتی گذشت و پرونده کسی که آرا را دستکاری کرد به سرعت مختومه شد.

انجمن ملی در دو سال اول با تلاش هیات مدیره سعی کرد انجمن را به ثبت برساند و با کمک های اتاق بازرگانی رنگ و رویی به خود بدهد. با چالش های زیادی هم رو به رو شد.

انجمن ملی در دو سال دوم فعالیت خود راه نقد را بست. با استفاده از شبکه های اجتماعی سعی کرد نواقص و عیوب خود را پنهان کند. هر کسی هم نقد کرد به شدت تخریب شد. انجمن ملی سعی کرده خیلی بیشتر از بودش نمود داشته باشد.

پایگاه خبری پپنا دو بار انجمن ملی را نقد کرد، یک بار حضور آرین قصری در هیات مدیره را مورد سووال محترمانه قرار داد که به سرعت به شکایت از پپنا منجر شد. نماینده هیات نظارت برمطبوعات متعجب بود که چه توهینی در خبر شده که انقدر جمعی را آشفته کرده است.

با یک سووال ساده، پپنا رسانه زرد شد. تفکر حاکم بر هیات مدیره انجمن ملی هر چه در توان داشت خرج تخریب پپنا کرد. چون از نظر آنان رسانه منتقد و اساسا فرد منتقد آنان باید از بین برود.

یک مورد دیگر نقدی به سعید ترکمان دهنوی نوشتیم.

باز پپنا تهدید به شکایت شد. متهم شد برای کسب آگهی کارهایی می کند.

مثل جامعه ما که هر کس عقیده ای را نمی پسندد آن را توهین به مقامات قلمداد می کند و ضد این و آن لقب می گیرد ...

این دو مثال از این جهت زده شد که تفکر حاکم برانجمن تخریب افراد منتقد بوده است. آنها در دو سال اخیر با استفاده از شبکه های اجتماعی سعی کردند فعالیت های انجمن ملی را در دایره ای بسته نگه دارند.

مثلا هیچ وقت نگفتند حسنی دبیر انجمن برای چه رفت. دکتر نصرتی که با سر و صدای زیاد دبیر انجمن ملی شد چرا به یکباره از انجمن ملی کنار گذاشته شد. چه اشکالی در انجمن هست که اینان نمی مانند. انجمن ملی چه مقدار از اتاق بازرگانی کمک گرفته و این کمک ها را صرف چه کارهایی کرده است.

اساسا انجمن ملی چه برنامه هایی دارد؟

از اینکه تفکر حاکم بر انجمن ملی نقد را نمی پذیرد ماقبل نقد است.

انجمن ملی در دو سال اخیر فعالیت های خوبی هم داشته، کمک در برگزاری نمایشگاه افغان پلاست با هر نتیجه ای کار برجسته ای بود. بگذریم از اینکه با سر و صدای زیاد پاویونی در نمایشگاه پاکستان گرفتند، در جلسات خصوصی آن را نقد می کردند و در جلسات عمومی آن را افتخار آمیز می نامیدند. از خودشان هم هیچ وقت نپرسیدند که اگر نمایشگاه خوب بود چرا دیگر در آن شرکت نکردیم.

 برگزاری برخی کلاس های آموزشی مثلا در حوزه مالیات کار خوبی بود. کمک به زلزله زدگان کرمانشاه کار پسندیده ای شد.

موارد زیادی در خصوص فعالیت انجمن هست که در زمانی مناسب تر به آن می پردازیم.

 

اما به انتخابات امروز برسیم.

چندی پیش اساسنامه انجمن در مجمع فوق العاده تغییر کرد. جالب است مجمع فوق العاده ای می گذارند که در آن صرفا شرایط عضویت در هیات مدیره تغییر می کند. یعنی هیات مدیره وقت انجمن ملی فقط ضعف اساسنامه را در انتخاب هیات مدیره می داند. البته اساسنامه ضعف داشت چرا که (در انتخابات دومین دوره انجمن ملی، با تلاش جریانی به یکباره شب انتخابات بیش از ۵۰ نفر عضو انجمن ملی شدند)

یکی از اهداف تغییر اساسنامه عدم ورود تفکرهای دیگر به هیات مدیره انجمن ملی بود.

حالا یک روز قبل از انتخابات یک نفر آمده و اسامی کاندیداها را اعلام می کند.

انتخابات ۱۲ کاندیدا دارد که ۹ نفر انتخاب می شوند و بقیه علی البدل.

انجمن همگن پلاستیک که والد انجمن ملی ست هم اصلا دیگر عضو انجمن ملی نیست.

در بین کاندیداها معلوم نیست آقای ترک بر چه اساسی کاندید شده اند. تا چندی پیش ادعای هیات مدیره این بود که اعضای ما واحدهای بزرگی را اداره می کنند چند ده نفر پرسنل دارند و ... چه طور ترک را به عنوان کاندید معرفی می کند که در یک واحد اجاره ای در شمس آباد مشغول فعالیت و کار شرافتمندانه تولید است.

محمد رضا شاکری که در مجمع اول انجمن ملی، وقتی رییس انجمن ماشین سازان بود مانع حضور آرسن آودیان شد (در حالی که آودیان از مجمع رای گرفت) چه طور پا روی همه ی قواعد حرفه ای می گذارد.

آیا نگاه به شاکری در انجمن ملی یک نگاه ابزاری نخواهد بود؟ آیا شاکری با هوش سرشار خود این موضوع ساده را متوجه نیست.

آیا منفعتی باعث شده شاکری پا روی منافع تشکلی خود بگذارد و وارد هیات مدیره انجمن ملی شود. آیا حالا که در هیات مدیره انجمن ماشین سازان نیست با هیات مدیره وقت مشورت کرده است؟

برخی معتقدند فعالیت شاکری در هیات مدیره انجمن ملی برای پیگری منافع ماشین سازان نیست و این کار عین دهن کجی به تشکلی ست که خود از موسسان آن بوده است.

اما خوب است بعد از دو سال آقای لشکری هم بگوید کارخانه اش در کجای ایران واقع شده است.

ظاهرا طی روزهای اخیر انجمن مستربچ بعد از مقاومت های زیاد عضو انجمن ملی شده است و ذکایی را برای هیات مدیره انجمن ملی معرفی کرده است. ذکایی در فعالیت حرفه ای خود فرد موفقی است. بعد از ناکامی در انتخابات انجمن مستربچ و انجمن همگن خودش را برای حضور در هیات مدیره انجمن ملی آماده می کند. ذکایی علاقه مند است در هیات مدیره یک تشکل باشد اما تا تفکر حاکم بر انجمن ملی را نشناسد نمی تواند در ابن زمین پرسنگلاخ قدم از قدم بردارد و بی هوده اسیر بازی دیگران می شود.
در بین کاندیدا ها صفایی، صبوری، قاسمی، امینی، جمالی، سحرناز هم هستند که اکثرا کاندیدای بنگاهی هستند و نماینده تشکل های عضو انجمن نیستند. همین یکی از موارد دور شدن انجمن ملی از هدف های نخستین است.
طبق شنیده های ما قرار است بیوک صحاف امین رییس انجمن ملی در دوره آینده شود. حتی نایب رییس و خزانه دار هم انتخاب شده اند و انتخابات تقریبا فرمایشی است.

از هیات مدیره فعلی عباسعلی متوسلیان، تیموری، ترکمان و قصری در انتخابات شرکت نمی کنند. البته شاید بر اساس روحیات برخی از این افراد آنان احساس تکلیف را فراموش نکنند و در کمیسیون ها به انجمن ملی خدمت کنند. (ظاهرا قرار هم همین است)

اما مهمترین اتفاق ورود مهدی پورقاضی در انتخابات است. بزرگترین توهین طی همه ی این سالها (در روز رای گیری دوره ی پیش انجمن ملی به کارگردانی یک نفر) به او شد و البته او با شخصیت بالایی که همیشه زبانزد خاص و عام بوده از آن به راحتی گذشت.

مهدی پورقاضی گرچه یک فرد استثنایی در کار تشکلی ست اما در این عرصه تکنو کرات نیست. ورود پورقاضی نمی تواند تغییرات اساسی را در انجمن خلق کند.

در نهایت به نظر می رسد در دوره آینده هم در به همان پاشنه که در دوره گذشته می چرخید بچرخد و زمانی می رسد (همچون عاقبت همه تشکل های دیگر) که علاقه مندان امروز انجمن ملی با خود می گویند چه اشتباهی کردیم که این خانه را به روی همه باز نکردیم و انجمن ملی را با میل و اراده جمعی بسیار کوچک پیش بردیم. اگر این راه و رسم ادامه یابد، دیگر آن زمان یک نام نیک هم برایشان باقی نمی ماند.