23 آذر 1397
RSS Yahoo Delicious
سه شنبه, 22 خرداد 1397 ساعت 12:21

پارادوکس سرمایه گذاری در بازارهای امروز ایران

به گزارش تعاون پلاست ؛ پس عملا سرمایه گذار بازار ارز و طلا و خودرو به قیمت تقریبا 10هزار تومانی دلار برای سال آینده نگاه می کنند سوال اصلی اینست که چنین دلاری در دسترس خواهد بود؟

 تقریبا یکسال از انتخابات سال قبل گذشته و اگر به آن زمان نگاه کنیم مهمترین خواسته فعالان اقتصادی در آن مقطع کاهش نرخ بهره و افزایش نرخ واقعی دلار با هدف جلوگیری از واردات و رونق یابی تولید بود.تلاش برای جلوگیری از واردات و رونق تولید امروز پس از یکسال جای خود را به یکی از بدترین شرایط اقتصاد کشور در خلال دهه جاری داده است.چند حرکت اشتباه دولت به ویژه تثبیت ارز در نرخ 4هزار و 200تومان و قیمت گذاری تولیدات شرکتهای مادر با این نرخ موجب روند افول تولید و همچنین صف حیرت آور واردات شده است.این امر بی شباهت به آن نیست فردی که می خواسته به مشهد برود اینک خود را در اطراف تبریز می یابد.

2-امروز هر سکه بهار آزادی 2.5میلیون تومان (120درصد یکساله) قیمت خورده است بازارهای خودرو با سانتافه 420میلیون تومانی و بازار  مسکن نیز شاهد جهش قیمتی هستند تقریبا هر تلفنی که زنگ می خورد چند سوال در خود دارد چه دارد می شود و چه بکنیم؟در واقع امروز با دلار 6هزار و 750تومان برای عموم مردم چه توصیه ای می توان داشت؟

آیا می تواند توصیه کرد که فردی دلار یا سکه بخرد؟بیاییم برای یک سناریو سرمایه گذاری آینده ترسیم کنیم که میان ارز ،سکه،خودرو و سهام یکی را توصیه کنیم که خریداری شود

پیش از آن باید یاد آور شویم که سال قبل 20خرداد قیمت هر سکه یک میلیون و 170هزار تومان بود و هر دلار 3هزار و 736تومان و 4سال قبل از آن در تیر 92 قیمت هر سکه یک میلیون و 27هزار تومان و هر دلار 3هزار و 80تومان بود پس درست است که بازدهی یکساله این ابزار اینک صد درصد یا بیشتر شده است اما این بازدهی بیش از هر چیز فنر جمع شده ای بود که انتظار طبیعی برای آزاد شدن وجود داشت در واقع در حالی که صاحبان سپرده بانکی برای 4سال100درصد بازدهی گرفته بودند دارندگان سکه و ارز بازدهی دریافت نکرده و طبیعی است که بازارها گرایش به حد میانگین بازدهی در حالت نبود رشد اقتصادی داشته باشند.

اما آیا این امر قابل ادامه است؟

فرض کنیم که امروز سرمایه گذاری دلاری را با نرخ 6هزار و 750 تومان بخرد یا پول را در بانک بگذارد سال دیگر این موقع سپرده گذار 8هزار و 167تومان دارد.دارنده دلار می بایست یک صرف ریسک برای پدیده قاچاق و ...مصرف کند فرض این صرف ریسک 10درصد باشد باید به 8775تومان برسد تا با سرمایه گذار بانک برابر باشد.از طرفی این سرمایه گذار اگر سکه بخرد در واقع امروز دلاری 8150 تومانی را می خرد او اگر بخواهد سود بانکی را بگیرد باید به 9780تومان دلار در سال آینده فکر کند.

پس عملا سرمایه گذار بازار ارز و طلا و خودرو به قیمت تقریبا 10هزار تومانی دلار برای سال آینده نگاه می کنند سوال اصلی اینست که چنین دلاری در دسترس خواهد بود؟

در دلار 10هزار تومانی سانتافه امروز قیمتی نزدیک به 600میلیون خواهد داشت تمامی کالاهای وارداتی با ارز واقعی نسبت به امروز قیمتی بیشتر خواهند داشت کشش تقاضا بازار در آن روز یک مساله است؟واقعا در سطح قیمت 5رقمی دلار چه میزان تقاضا برای واردات بوده و چه تعداد خریدار در بازار خواهد بود از این رو است که بازار کالا به ویژه در بخش کالا وارداتی احتمالا با یک رکود سنگین فروش مواجه خواهد شد.

اما برای بورس چه اتفاقی می افتد؟

امروز کل ارزش بازار بورس و فرابورس با هم 437هزار میلیارد تومان معادل 64میلیارد تومان است به عبارت دیگه تقریبا18درصد بیشتر از بودجه امسال کشور یا معادل صادرات نفتی و غیر نفتی تقریبا 9 ماه کشور اما سوال اینست که آیا واقعا می توان این همه شرکت را با این رقمها ایجاد کرد؟

از خرداد سال گذشته تا کنون ارزش دلاری 19 شرکت که جدول آن در زیر آمده است به صورت میانگین 26درصد کمتر شده است  در واقع در حالی که ارزش کالاهای غیر موثر و مولد در حال افزایش است سرمایه گذاران در بورس متحمل کاهش ارزش دارایی شده اند.دلیل این مساله اشتباه دولت در هدایت نقدینگی بوده است در واقع تحمیل ارز 4هزار و 200تومانی به شرکتهای بورسی که دارای دفتر روشن هستند و گرفتن ارز شرکتها به این قیمت و دادن آن به واردکنندگان –که آشکار یک فساد ملموس و انتقال رانت از صادر کننده به وارد کننده –است موجب شده است عملا ارزش شرکتها به شدت افت کند به گونه ای که مثلا یک کارخانه سیمان امروز ارزشی معادل 20ماشین بی ام دبلیو پیدا کرده است چنین اختلافی قابل تداوم نیست چون اگر سیاست ارز 4200تومانی ادامه یابد هیچ کارخانه جدیدی ساخته نشده و صادرات به شدت افت خواهد کرد.سرمایه گذار چون بازدهی لازم را بدست نمی آورد از تداوم سرمایه گذاری اجتناب می ورزد چرا که مثلا در یک کارخانه فولادی بجای آنکه امروز با نرخ دلار 6750تومانی برای یک محصول 500دلاری بجای نرخ 3میلیون و 375تومانی شاهد نرخ 2میلیون و 100هزار تومانی است که هیچ عاقلی نمی پذیرد چنین تبعیضی را تحمل کند در همین حال در حالی که هزینه نگهداری شرکتها با نرخ دلار آزاد است نرخ دلار 4200تومانی عملا حتی تامین هزینه استهلاک واحدهای جدید را ناممکن می سازد.لذا به صورت منطقی باید اینبار منتظر فنر بورس بود چرا که جبران کاهش قبلی تا نرخ فعلی و نرخ فعلی تا نرخ ده هزار تومان مورد انتظار سرمایه گذاران برای سال آینده عملا به معنای بازدهی بیش از 100درصد در بورس خواهد بود.